1
گروه جغرافیا، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی ، رشت ، ایران
2
گروه جغرافیا، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
10.22034/jget.2026.570103.1663
چکیده
مقدمه: در دهههای اخیر، تحولات سریع فضایی، فناوری و زیستمحیطی، ضرورت بازنگری در مفاهیم سنتی فضا و جغرافیا را برجسته ساخته است. در این میان، «راهبرد مهندسی جغرافیایی فضا» به عنوان یک رویکرد نوظهور در علوم جغرافیا و برنامهریزی، تلاش میکند تا با بهرهگیری از رویکردهای میانرشتهای، سازوکارهای طراحی، سازماندهی و مدیریت فضا را در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی انسانها را بازتعریف کند.
هدف پژوهش : هدف اصلی این مقاله در راستای تبیین نظری و تحلیل مفهوم راهبرد مهندسی جغرافیایی فضا ، به بررسی تعاریف مفهوم بنیادین فضای جغرافیایی، و ارائه چارچوب نظری منسجم برای تبیین نقش این نظریه در برنامهریزی و مدیریت فضایی است.
روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری و توصیفی است. دادهها از طریق بررسی منابع علمی معتبر، مقالات پژوهشی و آثار نظری مرتبط گردآوری شده است. تحلیل دادهها با بهرهگیری از رویکردهای کیفی و استنتاج نظری انجام گرفته تا تصویری جامع از ابعاد مفهومی و کاربردی آن را در نظریه راهبرد مهندسی جغرافیایی فضا ارائه گردد.
قلمروجغرافیایی پژوهش : با توجه به ماهیت نظری و مفهومی موضوع، قلمرو این مطالعه جنبه جهانی و فرامکانی دارد؛ اما یافتههای آن میتواند در برنامهریزی فضایی و توسعه پایدار در سطوح ملی، منطقهای، ناحیه ای و محلی ـ بهویژه در نظامهای برنامهریزی فضایی کشورهای در حال توسعه ـ مورد استفاده قرار گیرد.
یافته ها و بحث : نتایج تحقیق نشان میدهد که فضای جغرافیایی فراتر از یک بستر فیزیکی، به مثابه ساختاری پویا و چندبعدی در شکلگیری هویتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جوامع نقش دارد. نظریه راهبرد مهندسی جغرافیایی فضا، امکان درک نظاممند از تعاملات میان انسان، فضا و محیط را فراهم کرده و چارچوبی برای شناسایی چالشها و فرصتهای نهفته در مدیریت فضاهای جغرافیایی ارائه میدهد.
نتیجه گیری: این رویکرد میتواند به عنوان ابزاری کارآمد در طراحی و مدیریت فضاهای جغرافیایی مورد استفاده قرار گیرد و مسیر دستیابی به الگوهای پایدار توسعه را تسهیل کند. یافتهها بیانگر آن است که این نظریه میتواند مبنایی برای سیاستگذاریهای فضایی آتی در راستای توسعه پایدار کشور را فراهم آورد.