<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مهندسی جغرافیایی سرزمین</title>
    <link>https://www.jget.ir/</link>
    <description>مهندسی جغرافیایی سرزمین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 26 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 26 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل روند بارش در استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از آزمون ناپارامتری من - کندال و تخمین‌گر شیب سن</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_233615.html</link>
      <description>مقدمه: آگاهی از روند تغییرات بارش یک منطقه می‌تواند بسیاری از مدیران مرتبط با مدیریت منابع آب را نسبت به تصمیم‌گیری‌های آینده خود در ارتباط با اجرای پروژه‌های عمرانی یاری دهد.هدف: تغییرات الگوهای بارش می‌تواند تأثیرات عمیقی بر منابع آب، کشاورزی، محیط زیست و به طور کلی جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ساکنان یک منطقه داشته باشد، به همین دلیل بررسی روند داده‌های بارش از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.روش‌شناسی: در این پژوهش روند تغییرات بارش در استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از داده‌های بارش روزانه 23 ایستگاه باران‌سنجی در طی یک دوره 24 ساله (1368-1392) با استفاده از آزمون‌های ناپارامتریک من-کندال و تخمین‌گر شیب سن شناسایی و تجزیه و تحلیل شد. قبل از به کاربردن آزمون‌‌ من-کندال برای تشخیص روند در سری‌های زمانی بارش در ایستگاه‌های باران‌سنجی منتخب، بر اساس نیازمندهای آزمون‌ها، آزمون همگنی سری‌های زمانی بارش با استفاده از آزمون همگنی نرمال استاندارد و آزمون دامنه بویشاند و آزمون خود همبستگی و تکنیک پیش سفید کردن برای حذف اثر خودهمبستگی روی داده‌های بارش انجام شد.قلمرو جغرافیایی: این تحقیق در استان کهگیلویه و بویراحمد به مرکزیت شهر یاسوج با وسعتی حدود 16 هزار و 249 کیلومتر مربع بین 29 درجه و 52 دقیقه تا 31 درجه و 9 دقیقه عرض شمالی و 49 درجه و 55 دقیقه تا 51 درجه و 53 دقیقه طول شرقی انجام گرفته است. یافته‌ها: محاسبات آماری اولیه نشان داد که میانگین بارش از 409 میلی‌متر در ایستگاه دوگنبدان در نیمه جنوبی و بخش گرمسیری استان تا 1255 میلی‌متر در ایستگاه تنگاب در نیمه شمالی و بخش سردسیری استان متغیر است. از 23 ایستگاه مورد بررسی، 21 ایستگاه باران‌سنجی دارای روند کاهشی در مقدار بارش با شیب خط روند از 5- تا 35- هستند.نتیجه‌گیری: وجود روند در بارش می‌تواند شاهدی بر تغییر اقلیم باشد و در مدیریت منابع آب به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده میزان آب قابل استحصال و اتخاذ تدابیر لازم برای مقابله با خشکسالی مورد توجه جدی قرار داده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و تبیین فرصت ها و محدودیت های شهر بوکان</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_233896.html</link>
      <description>مقدمه: شهر بوکان، واقع در شمال‌غرب ایران، به‌عنوان یکی از کانون‌های مهم جغرافیایی منطقه، با موقعیت استراتژیک در نزدیکی بازارهای مرزی، دسترسی به مسیرهای تجاری بین‌المللی و همجواری با مناطق صنعتی و کشاورزی، دارای ظرفیت‌های متنوع و چشمگیری برای توسعه پایدار است.هدف: هدف این پژوهش، شناسایی فرصت‌ها و محدودیت‌های توسعه شهری بوکان، تحلیل دقیق عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی، و ارائه راهکارهای عملیاتی و سیاستی مبتنی بر اصول توسعه پایدار استروش‌شناسی: روش‌شناسی تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کمی بوده و داده‌ها از طریق مطالعات میدانی، پیمایش جامعه آماری شهروندان، پرسشنامه محقق‌ساخته و تحلیل شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و کالبدی جمع‌آوری شده و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون‌های تحلیل واریانس، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شده استقلمرو جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی مطالعه شامل کل شهر بوکان و مناطق پیرامونی آن است که با توجه به منابع طبیعی شامل آب‌های سطحی و زیرزمینی، زمین‌های حاصل‌خیز، منابع معدنی محدود، ظرفیت‌های گردشگری طبیعی و میراث فرهنگی، و همچنین جمعیت جوان، تحصیل‌کرده و متنوع از لحاظ قومی و فرهنگی، شرایط مناسبی برای توسعه اقتصادی، سرمایه انسانی و گردشگری فرهنگی فراهم کرده استیافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود این فرصت‌ها، چالش‌های ساختاری و مدیریتی از جمله ضعف زیرساخت‌های شهری در حوزه حمل‌ونقل، تأمین انرژی و شبکه فاضلاب، محدودیت منابع مالی، نبود صنایع مادر و بهره‌برداری ناکارآمد از منابع طبیعی، مسائل زیست‌محیطی ناشی از مدیریت ناکافی پسماند و آلودگی آب‌های سطحی، فقدان هماهنگی میان نهادهای اجرایی، نبود برنامه‌های جامع توسعه و چشم‌انداز بلندمدت، و کمبود مشارکت شهروندان، روند توسعه پایدار بوکان را محدود و ناپایدار کرده است. نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اتخاذ رویکرد یکپارچه، برنامه‌ریزی مبتنی بر شواهد و مدیریت مشارکتی، بهره‌برداری بهینه از منابع طبیعی و فرهنگی، توسعه صنایع خلاق و گردشگری، و تدوین استراتژی‌های کلان توسعه می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، تقویت سرمایه اجتماعی، کاهش نابرابری‌های فضایی و اقتصادی، تثبیت جایگاه بوکان به‌عنوان محور توسعه منطقه‌ای و هدایت سیاست‌های عمومی به سمت توسعه متوازن و پایدار باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روند تغییرات دمایی حوضه های آبی کرانه دریای عمان و ارتباط آن با الگوهای پیوند از دور</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_235342.html</link>
      <description>تحلیل روند دما به عنوان یکی از نمودهای تغییراقلیم و ارتباط آن با الگوهای پیوند از دور و نقشی که در بخش های مختلف جامعه دارد از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف بررسی روند تغییرات دمایی حوضه های آبی کرانه دریای عمان و ارتباط آن با الگوهای پیوند از دور شکل گرفته است. از داده های دمای ماهانه شبکه بندی شده با توان تفکیک 1/0 * 1/0 درجه طی دوره آماری 2022-1970 از سایت کوپرنیکس استفاده شده است. تعداد 829 پیکسل کل منطقه را پوشش داد. همچنین از داده های الگوهای پیوند از دور همزمان با دوره آماری مورد مطالعه استفاده شد. روند دما توسط آزمون رگرسیون در نرم افزار مت لب بدست آمد. برای ارتباط سنجی بین دما و الگوهای پیوند از دور نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج نشان داد روندهای افزایشی در حوضه غالب می باشد؛ به طوری که ماه‌های ژانویه، فوریه، مارس و اکتبر کل حوضه از روند افزایشی برخوردار می باشد. در ماه‌های مه و سپتامبر نیز مساحت بیشتری از حوضه دارای روند افزایشی بوده است. در ماه های آوریل و آگوست نیز نیمه غربی حوضه دارای روند افزایشی بوده است. روندهای کاهشی نیز تنها در ماه های ژوئن و ژولای مشاهده شده که مساحت بسیار کمی از حوضه را نیز در برگرفته اند. به طور کلی می توان بیان نمود دمای حوضه به خصوص در مناطق غربی و جنوبی حوضه در حال افزایش می باشد و این مناطق بیشتر تحت تاثیر گرمایش جهانی قرار گرفته اند. ارتباط سنجی ها نشان داد دما با الگوهای AMOS و AMO بیش از سایر الگوها همبستگی داشته است. لذا نتیجه گرفته می شود که الگوهای واقع در اطلس شمالی و آرام حاره ای بیش از سایر الگوها بر دمای حوضه تاثیر داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مؤلفه‌های تبیین‌کننده‌ی رویکرد شهرسازی بیوفیلیک در محلات شهری (مطالعه موردی: محله‌ی شهرداری شهر رشت)</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_236366.html</link>
      <description>مقدمه: امروزه با توجه به گسترش محیط‌های ساخته‌شده و کاهش تماس مستقیم انسان با طبیعت، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که سیاست‌های برنامه‌ریزی شهری بایستی بازگرداندن طبیعت به مکان‌های شهری را مدنظر قرار دهد. در این راستا، در سال‌های اخیر رویکرد بیوفیلیا به‌عنوان یکی از الگوهای برنامه‌ریزی و طراحی شهری بر مبنای طبیعت‌گرایی مطرح گردیده است.هدف: با توجه به اهمیت ادغام رویکرد بیوفیلیا در برنامه‌ریزی و طراحی شهرهای امروزی و ضرورت بررسی اولیه از شرایط موجود، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه‌های تبیین‌کننده‌ی رویکرد شهرسازی بیوفیلیک در محله‌ی شهرداری شهر رشت نگارش شده است.روش‌شناسی: روش تحقیق در مطالعه‌ی حاضر کمی، با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی و اکتشافی می‌باشد که به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تکنیک حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart-pls استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی: محله‌ی شهرداری یکی از قدیمی‌ترین محلات شهر رشت می‌باشد و به‌عنوان بافت تاریخی در مرکز شهر رشت قرار گرفته است.یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بیشترین تحقق‌پذیری در بین مؤلفه‌های شهرسازی بیوفیلیک در محله‌ی شهرداری رشت به ترتیب مربوط به اجتماعی و روانی، کالبدی و عملکردی و زیست‌محیطی می‌باشد. در بین مؤلفه‌های فرعی نیز بیشترین تحقق‌پذیری مربوط به مؤلفه‌های احساس آرامش روانی و کاهش استرس، نشاط و پویایی فضاها، بهره‌مندی از مواد طبیعی در مصالح ساختمانی (چوب، سنگ، خاک، بامبو و...)، طراحی نماها و بام‌های سبز و شکل‌گیری تعاملات اجتماعی در فضاها و محیط‌های طبیعی می‌باشد که ارزش مدل ساختاری برای آنها به ترتیب 749/0، 675/0، 611/0، 542/0 و 456/0 محاسبه شده است.نتیجه‌گیری: در سطح اطمینان 95 درصد تنها مؤلفه‌ی اجتماعی و روانی شرایط مطلوبی را در این محله نشان می‌دهد و مؤلفه‌های کالبدی و عملکردی و زیست‌محیطی در شرایط نامطلوبی قرار داشته‌اند. به عبارتی عناصر و مؤلفه‌های مرتبط با طراحی شهر بیوفیک در محله نامطلوب می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی زیبایی‌شناسی منظر شهری بر مبنای ادراکات شهروندان (نمونه مورد مطالعه: بافت تاریخی تبریز)</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_236367.html</link>
      <description>مقدمه: منظر شهری مفهومی مهم در ادبیات معماری و طراحی شهری محسوب می‌گردد که با ارتقاء جذابیت، خوانایی و کیفیت بصری شهرها به‌دنبال افزایش بهزیستی ادراکی و ذهنی شهروندان و به‌تبع آن بهبود رفاه و کیفیت زندگی است. بدین منظور منظر شهری بایستی واجد ارزش‌های زیبایی‌شناختی باشد تا ادراکات مناسب در این زمینه فراهم گردد.هدف: با توجه به اهمیت ارزش‌های زیبایی‌شناختی منظر شهری، پژوهش حاضر با هدف واکاوی زیبایی‌شناسی منظر شهری بافت تاریخی تبریز (منطقه 8) بر مبنای ادراکات شهروندان نگارش شده است.روش‌شناسی: روش تحقیق در مطالعه‌ی حاضر کمی، با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی و اکتشافی می‌باشد که به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار Amos استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی: منطقه 8 شهرداری تبریز شامل منطقه‌ای به وسعت 388 هکتار می‌باشد که تقریباً 58/1 درصد از کل مساحت محدوده‌ی شهر تبریز را شامل می‌شود و جمعیت این منطقه در سال 1395، 29384 نفر بوده که حدود 66/1 درصد از جمعیت تبریز را شامل می‌شود.یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بیشترین مطلوبیت در بین مؤلفه‌های تبیین‌کننده‌ی زیبایی‌شناسی منظر شهری بافت تاریخی تبریز به ترتیب مربوط به مؤلفه‌های ادراکی و روان‌شناختی، فرهنگی و اجتماعی، کالبدی و بصری و طبیعی و اکولوژیکی با ضرایب 611/0، 551/0، 410/0 و 301/0 بوده است. همچنین بر اساس نتایج مدل، مقدار بحرانی برای مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی و ادراکی و روان‌شناختی بالاتر از 96/1 (مطلوب) و برای مؤلفه‌های کالبدی و بصری و طبیعی و اکولوژیکی پایین‌تر از 96/1 (نامطلوب) محاسبه شده است.نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهند مؤلفه‌های کالبدی و بصری (تناسبات فضایی، ریتم، بافت، رنگ) و طبیعی و اکولوژیکی (نور طبیعی، پوشش گیاهی، آب) منظر بافت تاریخی تبریز در شرایط نامطلوبی قرار دارد. از سوی دیگر معیار فرهنگی و اجتماعی با دربرگیری هویت‌مندی بافت و بسترسازی برای تعاملات و معیار ادراکی و روان‌شناختی با دربرگیری خوانایی، هویت و حس مکان در شرایط مطلوبی می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه و بررسی نقش توسعه سرمایه اجتماعی و ایجاد انگیزش عمومی در پروژه های بازآفرینی شهری (مطالعه موردی: منطقه 6 شهرداری اصفهان)</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_237324.html</link>
      <description>مقدمه: رویکرد بازآفرینی شهری طیف وسیع و گسترده ای از ملاحظات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و محیطی را در بر می گیرد به دلیل تعامل مداوم میان این ملاحظات می توان گفت بازآفرینی شهری مفاهیم و راهکارهایی نظیر سرمایه اجتماعی را نیز شامل می شود.هدف: هدف پژوهش حاضر مطالعه و بررسی نقش توسعه سرمایه اجتماعی و ایجاد انگیزش عمومی در پروژه های بازآفرینی شهری در منطقه 6 شهرداری اصفهان است.روش شناسی تحقیق : نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت ، توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است . ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه است که با بهره گیری از روایی صوری اعتبار آن مورد تأیید قرار گرفته است. آزمون پایایی ابزار نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به مقدار آماره کلی 946/0، نشانگر قابلیت اعتماد یافته های تحقیق در سطح اطمینان 95 درصد است. جامعه آماری تحقیق، مجموع ساکنان منطقه6 شهر اصفهان که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران،250 نفر محاسبه گردید که به شیوه نمونه گیری طبقه ای به طور تصادفی توزیع گردیده است. تحلیلهای توصیفی و استنباطی از اطلاعات گردآوری شده با به کارگیری نرم افزار SPSS و آزمونهای آماری کندال انجام شده است. برای تحلیل های مدلسازی معادلات ساختاری از نرم افزار AMOS استفاده شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: منطقه 6 شهرداری اصفهان استیافته‌ها: یافته ها حاکی از آن است با توجه به سطح معناداری کمتر از 05/0 نشان دهنده رابطه معنی دار بین میزان مشارکت مردم و باز آفرینی شهری است. همچنین نتایج حاصل از کاربرد مدلسازی معادلات ساختاری نشان می دهد بالاترین شاخص سرمایه اجتماعی اثر بخش بر فرایند بازآفرینی منطقه 6 شهر اصفهان به شاخص حس تعلق و نهادهای اجتماعی با بار عاملی80/0 اختصاص یافته است.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد با ارتقاء هرکدام از شاخص های سرمایه اجتماعی در سطح جامعه محلی می توان منجر به موفقیت هرچه بیشتر در اجرای پروژه های بازآفرینی شهری شود و انگیزش های عمومی در سطح جامعه محلی را باعث گردد</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و پهنه‌بندی خطر وقوع زمین لغزش (مطالعه موردی : حوضه آبریز فهلیان، استان فارس )</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_242326.html</link>
      <description>مقدمه: کشور ما ایران به دلیل ویژگی‌های طبیعی و مورفولوژی خاص خود  در معرض بسیاری از مخاطرات طبیعی  قرار گرفته است. از زمین‌لغزش  و ناپایداری دامنه ای مخاطرات مهمی برای فعالیت‌های انسانی هستند که اغلب سبب از دست رفتن منابع اقتصادی، خسارات به اموال و تأسیسات  می‌‌شوند. این مسائل لزوم پهنه بندی خطر زمین‌لغزش را به عنوان اولین مرحله در مدیریت صحیح محیطی این پدیده روشن می‌‌سازد. هدف از این پژوهش پهنه بندی خطر وقوع زمین‌لغزش  در حوضه آبخیز فهلیان در استان فارس می‌‌باشد.
روش‌شناسی: به این منظور ابتدا لایه‌های اطلاعاتی  8 عامل مهم تأثیرگذار در وقوع  زمین‌لغزش  از قبیل ‌سنگ‌شناسی، شیب، ارتفاع، کاربری زمین، بارش، فاصله از گسل، جهت شیب، و فاصله از آبراهه تهیه و رقومی شدند. سپس با استفاده از تفسیر عکس‌های هوایی و عملیات میدانی، کلیه زمین‌لغزش  موجود در حوزه، شناسایی و به صورت نقشه ارائه شدند. 
قلمرو جغرافیایی: حوضه آبریز فهلیان با مساحت 413۰ کیلومتر مربع در شمال غرب استان فارس واقع شده است. این محدوده از نظر تقسیمات درجه  1و  2حوضه‌های آبریز به ترتیب در حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان و حوضه آبریز جراحی- زهره قرار دارد
یافته‌ها: از تلفیق متغیرهای مستقل و وابسته مقدار زمین‌لغزش  درهرکلاس عامل محاسبه و وزن دهی طبقات بر اساس روابط موجود در مدل‌های ارزش اطلاعاتی، تراکم سطح و LNRF صورت گرفت. در نهایت نقشه پهنه بندی خطر زمین‌لغزش  با ادغام لایه‌های مختلف وزنی در مدل‌های مختلف، حاصل شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌‌دهند که روش ارزش اطلاعاتی به لحاظ داشتن انطباق بیشتر زمین‌لغزش  با پهنه‌های خطر بالا و همچنین توانایی در تفکیک طبقه‌های خطر، کارایی بهتری نسبت به دو روش دیگر به خصوص روش LNRF  دارد. نتایج نشان می‌‌دهند که روش ارزش اطلاعاتی به لحاظ داشتن انطباق بیشتر زمین‌لغزش  با پهنه‌های خطر بالا و همچنین توانایی در تفکیک طبقه‌های خطر، کارایی بهتری نسبت به دو روش دیگر به خصوص روش LNRF  دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چالش‌ها و راهکارهای مدیریت پسماند در شهرستان ایذه با تمرکز بر عملکرد شهرداری</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_243317.html</link>
      <description>مقدمه: مدیریت پسماند در شهرستان ایذه به دلیل ویژگی‌های خاص محیطی، محدودیت‌های توپوگرافی و ضعف ساختاری در سیستم جمع‌آوری و دفن با چالش‌های متعددی مواجه است. این شرایط، ضرورت بررسی علمی چالش‌ها و ارائه راهکارهای مؤثر با تمرکز بر نقش شهرداری را برجسته می‌سازد. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی مهم‌ترین چالش‌های مدیریت پسماند و ارائه راهکارهای بهینه برای بهبود آن است.
روش‌شناسی: در این پژوهش از ترکیبی از روش‌های میدانی، مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه با کارشناسان و تکمیل پرسشنامه استفاده شده است. در مرحله نخست، چالش‌های اصلی مدیریت پسماند بر اساس بازدیدهای محلی و مصاحبه با ۱۰ نفر از کارشناسان محیط‌زیست و برنامه‌ریزی شهری شناسایی شد. در مرحله دوم، راهکارهای فنی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی استخراج گردید. همچنین در مراحل سوم و چهارم، به منظور وزن دهی به پارامترها، از مدل‌های تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و ضریب وزنی نسبی (RWR) استفاده شده است.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش شهرستان ایذه است که به دلیل شرایط محیطی خاص و محدودیت‌های طبیعی و زیرساختی، با مسائل ویژه‌ای در حوزه مدیریت پسماند مواجه می‌باشد.
یافته‌ها و بحث: بر اساس نتایج بدست آمده از مدل‌های AHP و RWR به ترتیب نبود برنامه‌ریزی جامع و بلندمدت و فقدان تجهیزات و زیرساخت‌های لازم برای دپو، جداسازی و جمع‌آوری پسماند به‌عنوان مهم‌ترین چالش مدیریت پسماند محسوب می‌شوند. همچنین در بین راهکارهای شناسایی شده نیز بر اساس مدل‌های AHP و RWR به ترتیب جذب سرمایه‌گذار و مکان‌یابی اصولی محل دفن پسماند به‌عنوان مهم‌ترین راهکار مدیریت پسماند شهرستان ایذه شناخته شده است.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت پسماند در شهرستان ایذه نیازمند بازنگری ساختاری، سرمایه‌گذاری پایدار، توسعه زیرساخت‌های فنی و تدوین برنامه‌ریزی راهبردی و بلندمدت است. توجه همزمان به ابعاد اقتصادی، فنی و مدیریتی می‌تواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد شهرداری و ارتقای نظام مدیریت پسماند منطقه ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پتانسیل راهبرد تخصصی‌سازی هوشمند در توسعه منطقه‌ای (مطالعه موردی استان گیلان)</title>
      <link>https://www.jget.ir/article_243318.html</link>
      <description>مقدمه: در دهه‌های اخیر توسعه منطقه‌ای بیش از پیش با مفاهیمی همچون نوآوری، دانش و مزیت‌های رقابتی پیوند خورده است. تغییرات سریع فناوری، جهانی‌شدن بازارها و افزایش رقابت میان مناطق، ضرورت بازنگری در الگوهای سنتی توسعه را آشکار کرده است. راهبرد تخصصی‌سازی هوشمند، با تمرکز بر شناسایی و بهره‌برداری از نقاط قوت منحصر به فرد هر منطقه، هدف ارتقای نوآوری، بهره‌وری و رشد اقتصادی را دنبال می‌کند.
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی امکان‌سنجی اجرای راهبرد تخصصی‌سازی هوشمند و شناسایی حوزه‌های اولویت‌دار توسعه منطقه‌ای در استان گیلان است تا سیاست‌گذاران بتوانند منابع را به طور هدفمند تخصیص دهند و اثرگذاری توسعه منطقه‌ای افزایش یابد.
روش‌شناسی: پژوهش از نوع کاربردی و ترکیبی است. در مرحله کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۳۵ کارشناس خبره، با استفاده از نرم‌افزار Maxqda2020 دیدگاه‌ها استخراج و هفت حوزه کلان در زمینه راهبرد تخصصی‌سازی هوشمند در راستای توسعه منطقه‌ای گیلان شناسایی شد. در مرحله کمی، با بهره‌گیری از مدل کوکوسو (Cocoso)، حوزه‌های هفتگانه بر اساس معیارهای مزیت نسبی، ظرفیت نوآوری، اشتغال‌زایی، زنجیره‌سازی ارزش و پایداری محیطی رتبه‌بندی شدند.
یافته‌ها و بحث: نتایج تحلیل نشان داد که گردشگری و انرژی بیشترین توان برای تحقق اهداف توسعه‌ی منطقه‌ای استان گیلان را دارند، در حالی‌که لجستیک و شیلات کمترین اولویت را کسب کردند. همچنین معیارهای اشتغال‌زایی و زنجیره‌سازی بیشترین اهمیت را داشته و مزیت نسبی سنتی کمتر مورد توجه بوده است. این یافته‌ها تأکید دارند که تمرکز سیاست‌گذاری بر حوزه‌های دارای مزیت نسبی، ظرفیت نوآوری و پتانسیل اشتغال‌زایی، می‌تواند بهره‌وری منابع را افزایش دهد.
نتیجه‌گیری: تخصیص منابع و طراحی برنامه‌های توسعه منطقه‌ای با تمرکز بر حوزه‌های کلیدی و اولویت‌دار، می‌تواند به ارتقای رقابت‌پذیری و توسعه پایدار استان گیلان کمک کند. نتایج این مطالعه، راهنمایی علمی و عملی برای سیاست‌گذاران و مدیران محلی در تدوین برنامه‌های توسعه مبتنی بر تخصصی‌سازی هوشمند فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
